الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

13

الغدير ( فارسي )

« صاعد » غلام كميت گفته است : با كميت به خدمت ابى جعفر محمّد بن على ( ع ) رسيدم و وى اين قصيده را براى حضرت خواند و حضرت گفت : اللهم اغفر للكميت . اللهم اغفر للكميت ( 1 ) « نصر بن مزاحم منقرى » گفت : پيغمبر ( ص ) خدا را در خواب ديدم . در خدمتش مردى چنين مىخواند ؛ من لقلب متيّم مستهام . . . پرسيدم : اين كيست ؟ گفتند : « كميت بن زيد اسدى » است . سپس پيغمبر به او چنين فرمود : خدا ترا پاداش خير دهد . و او را ستود . « اغانى » جلد 15 صفحهء 124 . « المعاهد » جلد 2 صفحهء 27 . « كشى » در صفحهء 136 رجالش به اسناد خود از « زراره » آورده است كه گفت : كميت به خدمت ابى جعفر ( ع ) آمد و من نيز آنجا بودم ، پس براى حضرت اين قصيده را خواند : من لقلب متيم مستهام . و چون آن را تمام كرد امام به او فرمود : تا آنگاه كه در ستايش ما شعر مىسرائى پيوسته به روح القدس مؤيد باشى . و در صفحهء 135 به اسناد خود از يونس بن يعقوب روايت كرده است كه گفت : كميت اين شعر خود را براى امام ابو عبد اللَّه ( ع ) خواند كه : اخلص اللَّه لى هواى فما اغرق كزعا و ما تطيش سهامى ( 2 ) ابو عبد اللَّه فرمود : چنين مگو و بگو قد اغرق كزعا ( 3 ) . ابن شهر آشوب ، در مناقب اين روايت را آورده است و عبارت او چنين است كه : كميت گفت : به امام گفتم : سرور من ! تو به اين معنى از من شاعرترى . هر دو حديث را « طبرسى » در صفحهء 158 « إعلام الورى » آورده است . « مسعودى » در صفحهء 195 جلد 2 « مروج الذهب » گفته است : « كميت »

--> ( 1 ) - اغانى جلد 15 صفحه 123 . ( 2 ) - خداوند مرا در عشقم خالص كناد . من كمان را سخت نمىكشم و تيرم هم به خطا نمىرود . ( 3 ) - كمان را سخت مىكشم .